شب‌زنده‌داری

اکتبر 18, 2011 at 5:10 ق.ظ. 3 دیدگاه

وقتی نصفه‌شبی آدم خواب‌ش نمی‌برد چه راه‌هایی وجود دارد؟ اولین‌ش لابد همان شمردن نامحدود ستارگان به فارسی و یکی دو زبان دیگر است که البته من یکی دو زبان دیگر بلد نیستم. بازی‌یِ «پرنده‌ی عصبانی» و یا اون بازی‌ای که یک سری چیز از بالا میاد و باید با چرخاندن‌شان جوری بچینی که با سقف نرسد. یکی هم در گوشی‌یِ سابق‌م داشتم که یک گلوله از جایی ول می‌شد و تو با جابه‌جا کردن یک چیزی مثل چارپایه روی زمین هدایت‌ش می‌کردی که به زمین نخورد و در ضمن یک سری آجر را باید خراب کنی. حالا!‌ این‌ها مهم نیست. مهم این‌ست که امشب هیچ کدام از این‌ها جواب نداد. فکر کردم که یک سریال ببینم. مجموعه‌ی «فرندز». باز خبری نشد. یعنی چشمان‌م خسته می‌شد ولی خوابم نمی‌برد. سریال «چگونه مادرت را ملاقات کردم». یکی دو قسمت‌ش را دیدم. دیگر چیزی نمانده که چک کنم. نور تلفن همراه‌م را به اطراف اتاق می‌تاباندم شاید چیزی توجه‌م را جلب کند و یک ورجه وورجه‌ای انجام بدهیم. «فیس‌بوک» و «بی‌بی‌سی» که دیگر جواب نمی‌دهد. یکی دوتا از تاک‌های «تد» را دیدم که یکی مربوط می‌شد به نحوه‌ی بسته‌بندی و طراحی‌یِ جعبه‌های کاندوم برای تشویق آدم‌ها در کشورهای آفریقایی به کاهش میزان ایدز و بیماری‌های مقاربتی و یکی هم که یک آقایی می‌گفت خانه‌های‌تان را کوچک و ساده و کم‌وسیله بسازید تا آدم شادتری باشید و به محیط زیست خدمت کنید. ها! یکی دیگه هم کلن سعی می‌کرد به آدم یاد بده که هرچیزی رو از تو کجاتون می‌تونید دوست داشت باشید. بیش‌تر می‌گفت دوست‌داشتن از توی آدم میاد و زیاد به شکم‌ش اشاره می‌کرد؛ یه چیزی تو این مایه‌ها!

انتظار داشتم که یواش یواش صبح شود و آسمان روشن شود و خیابان شلوغ شود و آدم‌ها بیایند توی خیابان و صدای ماشین جمع‌آوری زباله و کلن همین‌ چیزهایی که بیش‌تر توی فیلم‌ها دیده‌ایم. ولی اولین صدایی که شنیده می‌شود صدای شیر آب است. همه‌ی آدم‌های ساختمان ما انگار باهم راس ساعت معلوم قرار گذاشته‌اند که جیش کنند و یا دوش بگیرند. شاید چون من اولین باری‌ست که این ساعت‌ها بیدارم تعجب کرده‌ام. منزل شما هم اول صبح صدای آب توی لوله از صدای ماشین‌های توی خیابان بیش‌تر است؟

ورودی دسته‌بندی شده در: گیردادن, دست‌نوشته‌ها در «پاتیناژ», روزانه. برچسب‌ها: .

کوچک من‌ای؟! خواب نوشینِ بامدادِ رحیل

3 دیدگاه مال خود را بیافزایید

  • 1. jafar  |  اکتبر 18, 2011 در 10:07 ب.ظ.

    علي جان اين همه كار را تا صبح انجام دادي، كلي كاره، دمت گرم، من به جات بودم كتاب دعا مي خوندم :) )

    پاسخ
    • 2. Ali  |  اکتبر 20, 2011 در 1:00 ق.ظ.

      :) )
      نکنه نمی‌دونی که شب طولانی … هرکاری کنی تموم نمی‌شه

      پاسخ
  • 3. ريحانه  |  اکتبر 23, 2011 در 1:50 ب.ظ.

    نوشته هاتون رو دوست داشتم

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

این نوشته را دنبالک کنید.  |  از راه آراِس‌اِس در دیدگاه‌ها مشترک شوید


خوراک

تقویم

اکتبر 2011
د س چ پ ج ش ی
« سپتامبر   دسامبر »
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
31  

RSS گاه‌شنود قاصدک

  • گفتگویی با امیرحسین سام فوریه 18, 2012
    در این برنامه قاصدک گفتگویی دوستانه داریم با امیرحسین سام, آهنگ ساز، نوازنده، پزشک و شاعر ساکن لندن. شما را به شنیدن این مصاحبه دعوت می کنیم. مصاحبه، ویرایش و میکس: مسلم مقدمه: سحر با تشکر از مجتبی آهنگ ها: دو نوازی سه تار و پیانو در قطار زرد، سرخ و ارغوانی سکوت شب ساحل [...] […]
  • کتابخانه ی فارسی در کلگری فوریه 6, 2012
    دانشجویان ایرانی دانشگاه کلگری یه کتابخونه ی فارسی راه انداختن. این برنامه مصاحبه ایه با ندا، دبیر کتابخونه...
  • دیالکتیک تنهایی – بخش اول ژانویه 31, 2012
    تنهایی عمیقترین واقعیت در وضع بشری است و در دنیای ما عشق تجربه ای تقریبا دست نیافتنی است… مقاله دیالکتیک تنهایی در سال 1950 توسط اوکتاویو پاز نوشته شده و خشایار دیهیمی آن را به فارسی برگردانده است. ضبط و میکس: محسن موسیقی متن: Solitude اثر Antoine Dufor  و Tommy Gauthier گلچهره اثر محمدرضا شجریان [...] […]

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.