این‌جا آسمان‌اش خدا ندارد

ژوئن 29, 2009

سلام

  • این‌جا ایران است؛ همان مهد دلیران و بیشه‌ی شیران. هنر نزد ساکنین این‌جاست و بس!
  • جایی‌ست که تحمل شبکه‌ی جهانی‌ معلوم‌الحال تپش از صدا و سیمایش به شدت آسان‌تر است.
  • جایی که در صف‌های طویل نان‌اش، تازه‌ترین مسایلِ سیاسی‌یِ روزِ منطقه و جهان به بحثِ آزاد گذاشته می‌شود.
  • این‌جا چند عدد با هم برابرند: سی، دو هزار و پانصد و یک‌هزار و چهارصد.
  • در این‌جا رسیدن به آرامش و صلح حرف اول را می‌زند. حالا اگر چند نفری هم بی‌جان شوند طوری نمی‌شود.
  • در این‌جا برای محافظت از چشمان‌ات باید با عینک جوش‌کاری روزنامه‌ بخوانی. برای رسانه‌های صوتی تصویری هم باید مراقب گوش‌ها بود. پنبه اکیدن توصیه می‌شود.
  • این‌جا بنیاد (بنیان؟) خانواده‌‌ها از بتن‌آرمه است. این‌ را از کتاب معارف‌مان نقل کردم. وسیله‌ی ارزیابی‌اش هنوز اختراع نشده.
  • این‌جا دختران با حلقه به دنیا می‌آیند. بینی سربالاشان البته مادرزادی نیست؛ زحمتِ پدران‌شان است.
  • این‌جا رعایت حقوق دیگران با ترسویی هم‌معنی‌ست.
  • این‌جا همان‌جایی‌ست که قبلن اعلام کردیم از آن پسرها نداریم؛ لطفن با چهار قلم آرایش و احیانن پاک‌سازی بخش زیرین ابرو کسی را زیر سوال نبردید.
  • این‌جا همه در مسابقه‌اند برای رسیدن به نفر بغل دستی و چه‌بسا چندین هزار‌تای کناری. این‌جا دیوانگی‌ست اگر با خودت مسابقه بدهی.
  • این‌جا زنانِ چادری هم ماتیک سرخِ گل اناری می‌مالند.
  • این‌جا همه علامه‌اند و بالغ بر چندصد جلد کتاب نوشته‌اند. تعداد کتاب‌های کتاب‌خانه‌شان اما به ده‌تا نمی‌رسد. به گمانم به ویرایش کاغذی‌یِ دانش‌نامه‌ی ویکی‌پدیا دسترسی دارند یا با سرعت بالا از شبکه‌ی جهانی وب استفاده می‌کنند.
  • مردمانِ این‌جا آن‌قدر شادند که به طور متوسط هر دقیقه یک پیامک طنز تولید می کنند. گویا برای تعادل غم و شادی به‌تازگی ارسال‌های‌شان کنترل می‌شود. پلیس پیامک دارند.
  • این‌جا آدم‌ها وقتی توی مصاحبه‌ی مطبوعاتی می‌روند هول می‌شوند (یا هول‌شان می‌دهند؟) و مزخرف تفت می‌دهند.
  • این‌جا همه میهن‌پرستند؛ از تلویزیون‌اش معلوم است که روزی صد بار آهنگِ عشق‌بازی با وطن پخش می‌کند.
  • همه‌چیز انگار خوب است …
  • و چون مرد برای رفع دلتنگی‌هایش گریه نمی‌کند، مجبوری صبح‌ها به بهانه‌ی خرید نانِ‌ داغ قدم بزنی.
  • آسمان این‌جا هم آبی‌ست فقط نمی‌دانی چرا زود از دست خدا شاکی می‌شوی. مگر خدا در آسمان نیست؟

Entry Filed under: جامعه, روزانه, مناسبت‌ها, گیردادن. .

6 Comments Add your own

  • 1. pooriai  |  ژوئن 29, 2009 at 5:19 ق.ظ

    اینجا آسمانش خدا ندارد!
    .
    .
    خوشمان امد زیبا بود!

    پاسخ دادن
  • 2. تصویر  |  ژوئن 29, 2009 at 10:22 ب.ظ

    خوش باشی. عروسی خواهرت مبارک و مواظب خودت باش

    پاسخ دادن
  • 3. مریم  |  جولای 1, 2009 at 11:29 ق.ظ

    چرا…ما هر شب سمت آسمانش فریاد می زنیم الله اکبر..دارد پس حتما!

    پاسخ دادن
  • 4. زهرا  |  جولای 11, 2009 at 11:14 ب.ظ

    داستان خرگوش های فراری
    [...]

    —————-
    علی: ممنون از داستانی که نوشته بودین. از این‌جا برداشتم چون اصل داستان توی وب وجود داره.

    پاسخ دادن
  • 5. زهرا  |  جولای 11, 2009 at 11:45 ب.ظ

    حالا احسان خواجه امیری یه چیزی تو ترانه اش گفت لازم نیست حتمآ شما هم به بهانه نون خریدن …
    فعلا آب گل آلود خوب میشه ماهی گرفت و بعدش که به جای شماها رسید از دور دست ………
    شما که دیگه اینجا کاری ندارین و برمیگردی مثل بقیه یک مدتی در کت و شلوارت احساس بدی پیدا میکنی و بعدشم وللش
    هرجا هستین سالم باشی

    پاسخ دادن
  • 6. مریم  |  جولای 31, 2009 at 1:02 ق.ظ

    دستگیر شدین؟!

    پاسخ دادن

Leave a Comment

Required

Required, hidden

Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


خوراک

من در تویتر

دسته‌ها

بایگانی

تقویم

ژوئن 2009
د س چ پ ج ش ی
« می   جولای »
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
2930  

RSS DelGraph

RSS Academia

دوستانِ غیرمجازی

وبلاگ‌نویسان تنبل‌

RSS رادیو شمال53

اطلاعات