Archive for مارس 21st, 2009
نوروز 88
1- سلام!
2- عیدتان مبارک!
3- میبینید که! اصلن وقت ندارم. این یک هفته همهاش فشار کاری و درسی بوده و الان هم چند دقیقهای بیشتر فرصت نوشتن ندارم. البته امسال زیاد اجتماعی نبودم و ترجیح دادم پیش از سال تحویل در جمع دوستانهی چندنفری باشم تا در یک جشن بزرگ صد نفری که بچهها زحمت کشیده بودند و در دانشگاه بهراه انداختند. امیدوارم همگی چه آنهایی که در جمعهای کوچک جشن گرفتند و چه آنها که به میهمانی بزرگ رفتهاند و یا میروند سال میمونی داشته باشند! به نوبهی خودم از اینکه موقع سال تحویل خواب بودم و ساعت پنج صبح پا نشدم عذرخواهی میکنم!
4- فعلن چیزی روی اعصاب اینجانب پیادهروی نمیکند! لطفن نگران نباشید چون اگر چیزی یا کسی بخواهد اینکار ناپسند را انجام دهد، قلم پایش شکسته و خرد خواهد شد.
5- چهقدر خوب است آنهایی که عارشان میشد با ما رفاقت کنند حالا به واسطهی خروجمان از کشور و احتمالن عدم رعایت اصلاحات برای تغییر الگوی مصرف از داخل ایران نامهی فدایت شوم میفرستند و جای پاسخ سلام حالا تبریک نوروزی میدهند! آدم چهقدر ابله آخر؟
6- روی پیتزایتان حتمن پیاز، کلم براکلی و قطعات آناناس بچینید! قول میدهم خوشمزه شود.
7- این آخری را حالا شاید بعدن هم بیشتر بنویسم. اما آیا ما ایرانیها هستیم که برای شادی دستهجمعی در جمعهای بالای 70 نفر بیبرنامهایم و یا اصولن این کار پیچیدهایست؟ تا حالا شده ما یک جشن دستهجمعی داشته باشیم؟ من بهجز ریختن به خیابان بعد بازیهای فوتبال ملی چیزی به ذهنام نمیرسد! شاید چهارشنبه سوری هم باشد. اما آیا بهجز خرابی چیزی به همراه دارد؟
5 comments مارس 21, 2009
