Archive for نوامبر, 2006

رمضان مبارک است اگر مبارک بداریم‌اش

خداوندگار بخشنده است و مهربان و یاریگر ما در درک پدیده رمضان. آرامش میگیرد قلب همه مومنین با ذکر نامش و یاری می جوییم از او در کنکاشهای هرروزه مان.
****
شما در رمضان کدام کلمات را در هر دسته به هم وصل کردید؟
ر : ریاضت رضایت – رنج رحمت رهایی رنجوری
م : مشقت مهربانی محنت محبت مساوات – مقاومت
ض : ضیافت ضرر – ضلالت ظلم – ظن
الف : احساس افتادگی امنیت آرامش ایستادگی اجر ایمان ایثار
ن : نویدبخش نوین – نیایش نمایش نهایت
خدا کند مثل من جزو کسانی نباشید که می خواهم توصیفشان کنم. شاید این توصیف نه مربوط به شخص که گریبانگیر بسیاری از مومنینی است که در پناه رحمانیت آفریدگار تنها حضور در فضای مجازی رمضان را به منزله درک “انفجار” رمضان می دانند. کسانی که برکات رمضان را در مقایسه با حقیقت عظیم آن به سخره گرفته و خواسته یا ناخواسته رمضانی بی رنگ را به فروش گذاشته اند. آن چه ما امروز ساخته ایم فضای مجازی به نام رمضان است که یک ماه طول می کشد. زمزمه “ربنا” عرفان عملی این ماه است که دلهای (البته خالی از طعام) را پر می دهد به سوی افطار و مجالس شبهای احیا ابزار نهایی جاروب همه ثوابها و پیرایش همه گناهان که اگر با ختم کامل قرآن همراه شود دیگر دارای ثواب توان دار خواهد بود. اعدادی نجومی که دوباره بیکرانگی خداوندگار توجیه گر آن است! فراموش کرده ایم که ما ظرف ثوابیم و خداوند کریم جاری کننده آن. شاید در دنیایی از کلمات گیجیم؟ رمضان صحنه بازیگری انسان در نقش انسانی گرسنه و تشته و همیشه خسته است یا نقش جستجوگر برازنده اوست؟ آنچه در زیر آمده گزیده ای است از هنجارهای اجتماعی ما که در آیینه رمضان هر سال هویداست.
*****
پاشو دیگه! ده دقیقه بیشتر نمونده!
شاید این تنها جمله ای باشه که باهاش می شه هر خفته ای رو مثل فشفشه از زیر لحاف به پای سفره سحری نشوند. و شاید هیچ ساعت شماته داری نتونه این قابلیت رو داشته باشه که به محض زنگ زدن صاحبش رو از خواب نوشین بامداد رحیل بپرونه. این واقعا از برکات این ماهه!
افطار کجا افتادیم؟
ما که امسال هم مثل همیشه یه جا پیدا کردیم و تلپ شدیم. شما هم حتما یا چتر باز بودید و یا دست کم از شله زرد در و همسایه بی بهره نبودین. به هر تقدیر راه رسیدن به خدا رو که کم هم نیست پیدا کردین. منظورم رو که میفهمین؟ خداییش نعمت تو این ماه زیاده. بی خود نیست میگن ضیافه الله!
شبهای قدر
من فکر کنم شب قدر امسال واقعا به اون چیزی که می خواستم رسیدم. گناهام رو احساس می کردم که مثل برگ خزون دارن می ریزن! همش از برکت حاج … بود. عجب صدای گرمی داشت. باور کن بدون اکو هم شور می شد گرفت. امسال یه آمپلی فایر توپ هم داشتن با میکروفن بی سیم. حاجی همش بین جمعیت بود. الله و اکبر. حتی تونستم چند بار دستم رو بهش برسونم . بعد از اینکه همه جوشن کبیر و صغیر و ابوحمزه و دعای سمات و سحر و فرازهایی از مناجات خمسه عشر رو خوند گریزی هم به صحیفه سجادیه زد. اینجوری بگم از بعد افطار که شروع کرد درست راس ساعت تموم کرد. کمرم داشت میشکست اما خدا توفیق داد تا آخرش نشستم. حتی چند بار که داشتم چرت می زدم خداخیرشون بده شربت دادن که پاک فراموش کردم من کجام!؟ بعد از کتاب خوندن(!) هم سینه زدیم اساسی. همه نوحه های اون شب واسم خاطره انگیز بود. یاد خدا بیامرز حاج عباس افتادم کلی گریه کردم. به حاجی گفتم اگه بشه اون نوحه قدیمه رو هم بخونه! آهنگش رو عوض کرده بود اما حال و هوای خودش رو داشت. واقعا حال داد. یعنی یه مروری بر مداحی های جدید و قدیم شد. حال و هوایی بود. بعدشم که یه لقمه سحری دادن که البته مثل هرسال زیاد نبود. سالاد هم به ما نرسید. از بس که جمعیت مخلص اومده بود مگه میشد پذیرایی کرد.
تعطیلی پشت تعطیلی
امسال که ماشااله سنگ تموم گذاشتیم. به غیر اون یه ساعتهای روزانه قبل نماز ظهر واسه مقدمات و یه ساعتهای بعد نماز واسه تعقیبات که دو در میکنیم و اون دیر اومدن های صبح به واسطه راز و نیازهای شب گذشته یه چیز اساسی دیگه هم داشیتم. یه صیغه جدید از فعل ماضی قمری اخباری و اونم به وزن تعطیلات بین التعطیلین. خدا خیرشون بده! واقعا مزه این ماه رمضون دو چندان شد. اصلا عید امسال یه چیز دیگه بود. تو نماز عید فطر مثل سالهای پیش چرت نمی زدم. آقا یه حالی بود …!!!!
و عید فطر که هاله ای از گمان و تردید را به دورش دوخته ایم تا مراسم شوخی و خنده آخر ماه باشد…

Add comment نوامبر 15, 2006


خوراک

دسته

بایگانی

تقویم

نوامبر 2006
د س چ پ ج ش ی
« Oct   Dec »
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
27282930  

RSS DelGraph

RSS رادیو شمال53

دوستانِ غیرمجازی

وبلاگ‌نویسان تنبل‌

اطلاعات